مالیات
----------------------
نخستین بار در کانادا در تاریخ July 25, 1917 دولت فدرال کانادا آغاز به دریافت "مالیات بر درآمد " یعنی Income Tax از ساکنان این کشور کرد که شامل 4% از کل درامد "مرد های مجردی که ذرآمد سالانه شان بیشتر از 2,000 دلار کانادایی بود و اشخاص دیگری که درآمد سالانه شان بالاتر از 3,000 دلار بود هم همین نرخ را باید به دولت می پرداختند. اما کسانیکه سالانه بیشتر از 6,000 دلار کانادایی ذرآمد داشتند باید بین 2 تا 25 درصد مالیات میدادند.
تا قبل از سال 1917 میلادی دولت فدرال کانادا نه تنها هیچ مالیات بر درآمدی از مردمش نمی گرفت بلکه برای تشویق مهاجران به سکونت در این کشور حتی زمینهای مجانی زیادی هم به همه مهاجران میداد. در همین زمانها و پیش از آن کشورهای مهاجر پذیر امریکا و انگلیس از شهروندانشان مالیات بر درآمد می گرفتند. آقای " سر تاماس وایت " ، وزیر 50 ساله اقتصاد آنزمان کانادا این مالیات را که "مالیات زمان چنگ" یعنی " war" income tax نام داشت به اجرا درآورد تا هزینه های سنگین حضور کانادا در جنگ جهانی اول را تامین کند. تا قبل ازین مالیات، تنها منبع درآمد دولت کانادا ققط از طریق اخذ کارمزدهای گمرکی بود. اینگونه بود که فرهنگ مالیاتی در کانادا آغاز شد و دولت هم بتدریج نرخها را افزایش داد تا به امروز رسید.
مالیاتها در کانادا و امریکا انواع و اقسام گوناگونی دارند که شامل هزاران صفحه بولتن راهنما و و وب-پیج اینترنتی میشوند که توضیح و درک انها سالها طول می کشد و برای هر پرونده هم مبفاوت است ( حتی یک پرونده زن و شوهری به ظاهر ساده، هم میتوانند بسیار متفاوت از یکدیگر باشند) .. در کانادا در حدود ۱۹ سال است که سیستم الکترونیکی کامپیوتری ارسال پرونده ها از مردم به دولت بصورت e-file انجام میشود و دولت الکترونیک سابفه ای دو دهه ای دارد که e-file باعث دریافت و بررسی و ارسال سریع در کمتر از ۲ هفته به شهروندانی که از دولت طلبکارند میشود اما حدود ۲ ماه برای بدهکاران مالیاتی وقت می برد تا پاسخ ( یعنی Notice of Assessment و یا NOA ) از دولت بگیرند. . .سایت رسمی اداره مالیات کانادا www.CRA-ARC.GC.CA است .
تعاريفي كه درقرن هيجدهم میلادی در باره "ماليات" ارائه شده هم جالبند:
منتسكيو معتقد بود كه ماليات :عبارت از قسمتي از مال هر فرد است كه به دولت مي دهد براي اينكه از قسمتهاي ديگر اموال خود اطمينان پيدا كرده با آسودگي خاطر از قسمتهاي ديگر بهره مند گردد....
ميرابو ماليات را چنين تعريف مي كند: «ماليات عبارت است ازپيش پرداختي كه افراد براي استفاده از انتظامات عمومي مي دهند.»
اميل دو ژيراردن در كتاب خود بنام " موضوعات مالي" مي گويد: «ماليات عبارت ازقسط بيمه است كه افراد مي پردازند تا بتوانند با اطمينان از حقوقشان بهره مند شوند.»
پرودون دركتاب "ماليات" كلمه مبادله را صريحا" ذكر كرده و مي گويد: «همانطور كه بين اشخاص مبادله خدمات مي شود بين اشخاص و دولت هم با پرداخت ماليات، مبادله خدماتي انجام میشود.»
ايرانيان از زمان هخامنشيان براي دريافت ماليات و امور مالي كشور دفترها و سازمانهاي مرتبي داشتند. داریوش اول، سالانه 20 درصد از مردمان تحت قلمرو ایران ( که شامل ۲۵ استان و منطقه میشد) مالیات ( بصورت طلا و نقره ) می گرفت... در زمان ساسانيان اين سازمان بصورت كاملتري درآمد و درآن هنگام ماليات به سه صورت گرفته ميشده:
ماليات ارضي يا «خراج»: كه به نسبت كاشت هر ده و دهستاني از يك ششم تا يك سوم محصول کشاورزی تعيين ميگرديد.
ماليات سرانه : اينگونه ماليات از كليه كسانيكه داراي خانه وساختمان بودند گرفته ميشد و اندازه آن بر حسب دارائي و ثروت شخص تعيين ميشد.
ماليات سرشماري : كه آنرا به زبان پهلوي «گزيت» يا «ژزيت» مي گفتند و از كساني دريافت ميشد كه زردشتي نبودند...
پس از تسلط اعراب بر ایران ،در زمان حجاج بن یوسف ثقفی ، دفاتر مالیاتی از فارسی به عربی برگردانده شد و در دوره سلجوقی با دستور عبدالملک کندری وزیر طغرل مجددا به فارسی بر گردانده شد......در زمان سلطنت صفویه تجارت خارجی و درآمد گمرکی به مالیاتی اضافه و در دوره افشاریان گسترش بیشتری یافت. در دوره قاجاریه اوضاع مالی کشور بواسطه جنگها ،مسافرتها و ضعف پادشاهان رو به رکود گذاشت و با زحمات طاقت فرسای امیر کبیر گامهای سودمندی برداشته و برای وصول ،نگهداری و مصرف خزانه مقررات جدیدی وضع شد.
قبل از مشروطیت، پادشاهان تمام در آمدها و عواید کشور را در اختیار داشته و تمام مخارج هم به فرمان و تصویب شخص او صورت می گرفت. در آن زمان مردم صاحب مجلس و پارلمان نبو دند ، و شاه شخصی به نام وزیر دفتر ( وزیر مالیه ) مامور می ساخت تا بودجه کشور را تنظیم کند. در هر استان مسئول هر کتابچه در مرکز یک مستوفی بود.این مستوفیان عده ای کارمند داشتندکه آنان را میرزا قلم دان میگفتند. رئیس مستوفی ها را مستوفی الممالک می گفتند که همان وزیر مالیه بود..
خط سیاق، شیوهی عددنویسی در محاسبات دیوانی و دفترداری سنتی تجاری در ایران بوده که از زمان رونق جادهی ابریشم تا چند دهه پیش ، بین تاجران رایج بود و پس از رواج حسابداری غربی و مدرن و امروزی ( که اصلش از ایتالیا آغاز شد) کم کم دارد فراموش میشود. واژهی «سیاق» ایرانی است و ریشهی بازسازی شدهی آن «سایاگ» به معنای شماره است. در زبان پهلوی (پارسی میانه) به شکل «سای» و «ساگ» به معنای مالیات درآمده که در پارسی نو و برای نمونه در شاهنامهی فردوسی و شعرهای نظامی گنجوی به شکل «ساو» آمده است. «سایاگ» به احتمال در زمان اشکانی/ساسانی به ترکی راه یافته و به شکل «سایاق» درآمده و «سای» هنوز نیز در ترکی به معنای شمردن است....
خب ازین تاریخچه مختصر که بگذریم می رسیم به بحث نه چندان "شیرین!!" نرخ های مالیاتی سال 2009 که کاناداییها و بویژه ساکنان ایالت انتاریو (که بیشترین جمعیت ایرانی را دارد) باید امسال در پرونده های مالیاتی شان در نظر بگیرند..
در کانادا مالبات بر درآمدها بصورت تصاعدی ( Progressive ) است یعنی هرچه درآمد خالص و مشمول مالیات (که تعریف مشخصی هم دارد و شامل بعضی درامدها نمیشود) اشخاص بیشتر باشد نرخ مالیاتی بیشتری هم شاملش میشود که البته هر شخصی مبتواند بسیاری معافیت ها و مخارح سالانه را هم از آن کم کند تا کمتر مالیات بدهد که لیستش بسیار طولانی و فعلا خارج از این بحث است.
سیستم مالیاتی در کانادا ( و امریکا) بر اساس SELF ASSESSMENT یعنی " خود اظهاری " و اعتماد بین مردم و دولت های ایالتی و فدرال است و هیچ ربطی هم به اینکه شما سیتیزن، مهاجر، پناهنده، توریست، موقتی یا دایمی و تازه وارد و غیره باشید ندارد و صرفا بر اساس تعداد روزهای سکونت شما در کانادا در سال تقویمی ( از اول ژانویه تا پایان دسامبر هر سال)، و میزان وابستگی مالی، اجتماعی، شغلی، خانواذگی و غیره و یا حضور فیزیکی و غیره شما به کانادا ( RESIDENTIAL TIES ) در این دوازده ماه محاسبه میشود که اینهم شامل توضیحات مفصلی است که بسته به هر پرونده فرق می کند. البته استثناهایی هم هست مثلا در مورد کارمندان و سقرای کشورهای خارجی مقیم کانادا و سربازان و غیره..
در کانادا حداقل سه مالیات بر درآمد برای هر شخص داریم که شامل مالیات فدرال، ایالتی و مینیمم تکس است و اضافه سورشارژهای دیگری هم ، بسته به هر پرونده، به اینها اضافه میشود.
در ساده ترین پرونده ها برای ساکنان ایالت انتاریو در کانادا ، برای انجام پرونده مالیاتی سال مالیاتی 2009 که اینروزها و حداقل تا روز 31 ماه اپریل باید به دولت ارسال کنند باید نرخهای دو جدول زیر را با هم جمع کرده و بعد از کم کردن معافیتهای مالیاتی هر پرونده، به نتیجه اولیه ای برسید.:
Federal Personal tax rates for Year 2009 in Canada
-
15% on the first $40,726 of taxable income, +
-
22% on the extra taxable income between $40,726 and $81,452 +
-
26% on the extra taxable income between $81,452 and $126,264), +
-
29% of taxable income over $126,264.
و ساکنان ایالت انتاریو باید نرخهای ایالتی را هم اضافه کنند به مالیاتشان:
PLUS: Ontario Tax Rates:
6.05% on the first $36,848 of taxable income, +
9.15% on the next $36,850, +
11.16% on the amount over $73,698
نرخهای نشان داده شده در اینجا کمترین میزان مالیات برای هر پرونده هستند و بسته به هر پرونده و پیچیدگیهایش احتمالا ممکن است که مالیاتهای بیشتری هم بپردازید که جزییات آنها درین نوشتار نمی گنجد.
هر پرونده هم ، بسته به سن و سال شما و غیره، میتواند دهها معافیت مالیاتی را هم بر علیه مالیاتهای دو جدول بالایی داشته باشد که کمتر مالیات بدهید و یا حتی صدها یا هزاران دلار هم از دولت بصورت چک در کمتر از دو هفته پس بگیرید.
مثلا هر کسی در هر سنی که باشد تا 10,320 دلار از کل درامد خالص مشمول مالیاتی سال 2009 اش (یعنی Basic personal amount ) از مالیات معاف است . سالمندان بالای 65 ساله هم یک معافیت اضافی 6,408 دلاری به معافیت 10,320 دلاریشان اضافه میشود و اضافه کنید سایر شرایط و معافیتهای دیگر را. که وارد بحث آن نمی شویم... این معافیتها را ضربدر همان نرخهای مالیاتی جدولهای قبلی می کنیم تا میزان بدهکاری یا طلبکاری مالیاتی تان حدودا معلوم شود...
لیست کامل معافیت ها و کردیتهای مالیاتی سال 2009 در کانادا:
- Line 300 - Basic personal amount (Maximum $10,320)
- Line 301 - Age amount for people over 65 year (Maximum $6,408)
- Line 303 - Spouse or common-law partner amount (Maximum $10,320)
- Line 305 - Amount for an eligible dependant (Maximum $10,320)
- Line 306 - Amount for disable dependants age 18 or older (Maximum $4,198)
- Line 308 - CPP or QPP contributions through employment (Maximum $2,118.60)
- Line 310 - CPP or QPP contributions on self-employment and other earnings (Maximum $ N/A)
- Line 312 - Employment Insurance premiums (Maximum $731.79)
- Line 313 - Adoption expenses (Maximum $10,909 per child)
- Line 314 - Pension income amount (Maximum $2,000)
- Line 315 - Caregiver amount (Maximum $4,198)
- Line 316 - Disability amount (for self) (Maximum $7,196)
- Line 318 - Disability amount transferred from a dependant (Maximum $7,196)
- Line 319 - Interest paid on your student loans (Maximum N/A)
- Line 323 - Tuition, education, and textbook amounts (Maximum N/A)
- Line 324 - Tuition, education, and textbook amounts transferred from each child (Maximum $5,000)
- Line 326 - Amounts transferred from your spouse or common-law partner (Maximum n/a)
- Line 330 - Medical expenses for self, spouse or common-law partner, and your dependent children born in 1992 or later (Maximum $2,011 or 3% of your Net income)
- Line 331 - Allowable amount of medical expenses for other dependants (Maximum N/A)
- Line 349 - Donations and gifts (Maximum N/A)
- Line 363 - Canada employment amount (Maximum $1,044)
- Line 364 - Public transit amount (Maximum N/A)
- Line 365 - Children's fitness amount (Maximum $500 PER CHILDREN UNDER 16)
- Line 367 - Amount for children born in 1992 or later (Maximum $2,089 PER CHILD)
- Line 368 - Home renovation expenses (Maximum $10,000)
- Line 369 - Home buyers’ amount (Maximum $5,000)
البته پروسه بسیار پیچیده تر از این حرفهاست اما در این نوشتار سعی کردم تا بسیار خلاصه وار اطلاعاتی برای شما بنویسم. پرسشهای احتمالی تان را میتوانید از نویسنده بپرسید.
* بعضی مبابع تاریخی-ایرانی این نوشتار با استفاده از سایتهای مختلف اینترتنی تهیه و خلاصه شده است.
-------------------------------------------
مالیات ملک شامل خانه های مسکونی و سایر املاک می شود
صاحبان ملک در کانادا باید سالیانه مبلغی تحت عنوان مالیات ملک Property Tax به شهرداری Municipality پرداخت کنند. این مالیات شبیه عوارض نوسازی است با این تفاوت که مبلغ آن بسیار سنگین است. از آنجا که این مالیات توسط شورای شهر تعیین و به وسیله شهرداری دریافت می شود، بسته به شهر محل سکونت میزان آن کاملا متفاوت است. معمولا شهرداری ها برای محاسبه مالیات ملک، پارامترهای مختلفی را در نظر می گیرند. این پارامترها بسته به شهر محل سکونت فرق می کند. به عنوان مثال می شود به موارد زیر اشاره کرد.
- ارزش ملک: محاسبه قیمت ملک توسط شهرداری و یا شرکت طرف قرار داد شهرداری انجام می شود. معمولا این محاسبه به صورت سالیانه انجام و نتیجه آن در اختیار صاحب ملک قرار می گیرد.
- محل قرار گرفتن ملک: معمولا هر چه محله نوسازتر باشد میزان مالیات ملک بیشتر است.
- مالیات های تعیین شده توسط استان: بعضی اوقات استان نیز از محل این مالیات برای تعیین هزینه های خود استفاده می کند. برای مثال در استان انتاریو به منظور تامین هزینه های مدارس دولتی Public Schools مبلغی به مالیات ملک اضافه می شود.
همان طور که قبلا هم اشاره شد، مالیات ملک بسته به شهر محل سکونت متفاوت است. به عنوان مثال در حال حاضر مالیات سالانه یک ملک ۲۰۰ هزار دلاری در شهر تورنتو حدود ۱۵۰۰ دلار است. همین ملک در شهر چتم Chatham باید مالیاتی بالغ بر ۳۰۰۰ دلار بپردازد. البته دقت کنید که با ۲۰۰ هزار دلار در تورنتو به سختی می توان یک آپارتمان دوخوابه خرید، در حالی که در چتم با همین مبلغ می توان صاحب یک خانه ویلایی سه اتاق خوابه (و یا حتی چهار اتاق خوابه) شد.
برای مشاهده مالیات تقریبی ملک در شهر تورنتو و شهرهای اطراف آن اینجا کلیک کنید. این ماشین حساب مالیات مربوط به سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ را محاسبه می کند. مالیات های جدید از این میزان بیشتر است. در ضمن این ماشین حساب، مالیات مدارس را منظور نمی کند.
نحوه دریافت مالیات ملک (عوارض نوسازی)
معمولا شهرداری ها بخشی از Property tax را در نیمه اول سال (معمولا در دو قسط) و به صورت علی الحساب دریافت می کنند. بعد از اینکه میزان نهایی مالیات محاسبه شد، در نیمه دوم سال، مابقی این مالیات دریافت می شود. شهرداری چتم این مالیات را در چهار ماه از سال دریافت می کند. همچنین می توان از شهرداری خواست که به طور خودکار و ماهیانه مالیات را دریافت کند. برای اطلاعات بیشتر با شهرداری شهر خود تماس بگیرید.
عواقب نپرداختن مالیات ملک
اگر این مالیات را نپردازید، شهرداری قادر است ملک شما را مصادره و به حراج بگذارد. معمولا سخت گیری شهرداری در خصوص دریافت مالیات ملک از سخت گیری بانک در دریافت اقساط وام بیشتر است. به همین دلیل خیلی از بانک های کانادایی سرویسی را به مشتریان خود ارائه می دهند که طی آن بانک هنگام برداشتن قسط وام، مبلغی را هم بابت مالیات ملک برمی دارد و خود راسا مالیات ملک را به شهرداری پرداخت می کند. به این ترتیب بانک مطمئن می شود که هیچ گاه به شهرداری بدهکار نمی شوید.
----------------------------------------
امیر عزیز پستی گذاشته بود به عنوان خبر خوش برای مهاجران که حساب " IMMIGERATION TRUST " اومده و به تمام مهاجران برای 5 سال اول این شانس روو میده که روی درامدشون مالیات ندن. حقیقتش این چیز تازه ای نیست و بنا به قولی که امیر داده بودم مینویسم جزییاتش رو چون دیدم چند جای دیگه هم این پست رو به عنوان خوش خبری گذاشتند
1- این حساب سالهاست داره برای مهاجران اجرا میشه و پر از تریک هست . در درجه اول هر مهاجری که وارد کانادا میشه اگر هر در آمدی WORLD WIDE داشته باشه باید الزاما به دولت اعلام کنه و مالیاتش رو بپردازه، بگذریم که 99% مهاجران اعلام نمیکنند و مالیات هم نمیدن. اما این حساب شرایط خاصی داره که شما مهاجر هستید اما ساکن نیستید. به عنوان مثال می آیید اینجا PR کارت رو میگیرید بر می گردید ایران و تصمیم میگیرید که 3 سال بعد بیایید اینجا بمونید، اون زمان هست که میتونید پولی رو که میخواهید 3 سال بعد با خودتون بیارید بریزید به حساب تراست اینجا ( این حساب تراست مال دولت فدراله ) و همینجا براتون جمع میشه تا شما بیایید برداشت کنید و ازش استفاده کنید.
There are no specific requirements, language or structure required for a trust to qualify as an Immigration Trust, except that it cannot be resident in Canada. Generally speaking, provided i) the trustees of a trust are non-residents of Canada, ii) the trustees do not meet in Canada and iii) no person resident in Canada exercises management and control of the trust, the Immigration Trust should not be considered to be resident in Canada. After the contributor to the Immigration Trust has been resident in Canada for five years, the trust will be deemed to be resident in Canada.
مهم نیست ساکن کجا باشید اما نباید ساکن کانادا باشید در غیر اینصورت از روزی که ساکن میشین نه تنها پولی که به این حساب واریز شده و میشه مشمول مالیاته بلکه تفاوتش با نرخ دلار کانادا مشمول قانون CAPITAL GAIN/LOSS هم میشه و صد البته GAIN/LOSS ON FOREIGN EXCHANGE هم بهش اضافه میشه پس TAX HOLIDAY اینجوری نیست که شما وارد کانادا بشین، ساکن بشین بعد مثلا درامد اجاره خونه و یا درامد های بیزنسی ایران صاف بیاد تو این حساب و دولت کانادا هم بگه نوش جونتون شما مالیات ندین.
2- در کتاب INCOME TAX ACT مثالی که بهش اشاره شده مربی یا بازیگر فوتبال بین المللی هست مثلا شما بازیگر فوتبال هستید، کشور مبدا ایران بوده مقیم کانادا شدین ، و الان در آلمان ساکن هستید با ویزای کار به جهت بازیگری فوتبال. میتونید یک حساب تراست اینجا باز کنید هر چه درامد در آلمان دارید و هر چی در آمد از ایران دارید همه رو واریز کنید به این حساب و بعد از 5 سال که ساکن شدین پول رو برداشت می کنید و مالیاتش هم میدین بعد از برداشت. ( قانونا باید بدین، اما راه در رو زیاد داره که چه جورى با این پول بازى کنید که مالیات ندین )
حالا پولی که در واحد یورو وارد این حساب میشه ارزش بیشتری از دلار کانادا داره و در کل کوتاهش کنم بهترین کار اینه که پول رو به دلار کانادا تبدیل کنید و در این حساب بذارید و در زمان تبدیل هم قید نکنید مثلا ( اعداد الکیه ) 10 یورو معادل 15 دلار کانادا نه، فقط همون 15 دلار رو بنویسید اگر بخوام دلیل اونها رو هم بگم باید بشینم کتاب بنویسم.
3- شما تصمیم دارید برای سرمایه گذاری بیایید، کارهاتون انجام میشه و می آیید اما بنا به هر دلیلی امکان موندن همون لحظه و سرمایه گذاری براتون وجود نداره پول رو تمام و کمال میذارید به این حساب و بر میگردین ایران بعد از 5 سال یا هر چی بر میگردین اینجا پول رو برداشت میکنید و سرمایه گذاری میکنید.
این حساب مشمول بهره نمیشه و اصلا دلیل اینکه قید شده تراست همینه، که این حساب، حساب بانکی رایج و شایع نیست که بتونید هر روز پرداخت و دریافت کنید. فرضا سه چهار سال پیش بود که یک زن و شوهر دو تا بچه اشون رو گذاشته بودن پیش خاله بچه ها و رفته بودن برای جشن دهمین سالگرد ازدواجشون بیرون تو راه برگشت تصادف کردن و مردن، دولت برای دو تا بچه های اینها یک حساب تراست باز کرد که تحت نظر مستقیم دولت فدراله و کلیه دریافت و پرداختش چک میشه و مردم میتونند به این حساب پول بریزن بابت کمک به بچه ها. این کمک مالی و DONATION به حساب میاد و برای بچه ها و خانواده سرپرست درامد حساب نمیشه اما کنترل حساب کاملا تحت نظر دولته.
4- نتیجه کلی بحث بالا ، بعد از 5 سال که وارد کانادا میشید این پول رو میخواهید برداشت کنید تمام و کمال مشمول مالیاته مگر در شرایطی که حسابدار جماعت میتونه راهنمایی کنه، هستیم در خدمتتون اما اون دیگه پولیه :))) خوب زندگی خرج داره چرا چپ چپ نگاه میکنی :)))
Of course, all residents of Canada have to file tax returns each year. The beneficiaries also have to file information statements for any distributions of income or capital from the Immigration Trust.
مالیاتش دقیقا مشابه مالیات بر در آمد بر اساس BRACKET های رایج حساب میشه بالای سالی 20? دلار کانادا مشمول BRACKET اوله الی آخر. نپرداختن به موقع مالیاتش به صورت یکجا یا قسطی مشمول جریمه رایج CRA ( CANADA REVENUE AGENCY) ای میشه اما اگر حتی 10 روز قبل از اینکه 5 سال تموم بشه شما کانادا رو ترک کنید باز هم هیچ مالیاتی بهش تعلق نمیگیره به شرطی که کلا کشور رو ترک کنید
*** تاکید می کنم که این حساب تراست و مسائل مالیاتیش نکات بسیار ریزی داره ، اگر کانادا امروز کانادا شده و بیمه رایگان و ولفر و غیره به ساکنینش ارائه میده دلیلش همین مالیات ها و سیستم مالیاتیه ، تحت هیچ شرایطی از این یک قلم نمیگذره. البته این هم بگم که همونجور که اینها نمیگذرن همیشه راههایی هم برای دور زدنشون هست اما نه برای نپرداختن مالیات بلکه برای کمتر پرداختن.
این موضوع سالهاست داره اجرا میشه و جدید نیست و پر از رمز و راز. کلا تنها پولی که مشمول مالیات نیست اون مبلغ اولیه است که مهاجر با خودش میاره و وارد کانادا میکنه همراه خودش.
---------------------------
مالیات:
کمک هزینه کودک:
بطور کلی هر شخص زير ۱۸ سال در کانادا دارای حقوق (Child Tax Benefit ) است که از طرف دولت به عنوان کمک هزينه به مادر پرداخت ميشود تا برای فرزند خرج شود. بچه ها پس از ۱۳ سالگی ميتوانند درخواست کنند تا اين مبلغ به حساب خودشان واريز شود. مبغلی که برای فرزند شما در هر ماه در نظر گرفته ميشود بسته به وضعيت درآمد شما متغيير است (جهت اطلاع از مبلغ دقيق به سايت مربوطه مراجعه فرمائيد) و جهت اقدام و دريافت اين کمک هزينه ملی بايستی ساکن کانادا باشيد. البته در هر استان کمک هزينه های ديگری نيز موجود ميباشد که ميتوانيد بطور مجزا درخواست کنيد. بطور مثال استان انتاريو مبلغی حدود ۹۰ دلار در ماه را اگر کودک شما از کمک هزينه مهد کودک سابسيدی استفاده نمی کند به مادر کودک پرداخت خواهد کرد.
هزينه مهد کودک (Day Care ) در ماه حدود چهارصد دلار به بالا است ولی اگر توانائی پرداخت اين هزينه را نداريد ميتوانيد برای کمک هزينه مهد کودک سابسيدی اقدام کنيد که آدرس آن برای مهد کودک های شهر تورنتو ؛ طبقه همکف ساختمان نورت يورک سنتر (North York Center ) واقع در خيابان يانگ است و برای مهد کودک های خارج از شهر تورنتو ميتوانيد از مهدکودک فرزندتان سئوال کنيد. شما بايد ثابت کنيد که توانائی پرداخت هزينه کامل مهد کودک را نداريد و کسی نميتواند در طول روز از فرزند شما نگهداری کند*. آنها گزارش گردش حساب و آخرين چک های دريافتی و ديگر هزينه های شما را خواهند خواست. شايان ذکر است که موجودی حساب شما بايستی کمتر از چهار هزار دلار باشد.
* نکته: تنها گذاشتن کودکان زير سيزده سال در خانه بدون سرپرست ممنوع ميباشد.